غصه

غصه هایم از شادی ِ غمگین کردنم

در سرم جشنی برپا کردند

و

تمام شادی ها را

به سِرو ِ نان و ناراحتی و نوشیدنی اشک و کمی عرق پیشانی مشغول کردند